X
تبلیغات
رایتل
شروعی دوباره  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 7 بهمن 1383

سلام به همه دوستان خوبم

بعد از 2 ماه دوباره دارم مینویسم فعلا وبلاگ  یک دوست تنهارو تنها گذاشتم! و اینجا یه شروع جدید میشه به وسیله یه خاطره ساده قدیمی. راستش قبل از آخرین پستم در وبلاگ قبلی قصد داشتم دیگه ننویسم که جریان فوت خاله ام پیش امد و بعد از اون هم دیگه ننوشتم البته اینکه به دوستان هم سر نزدم دلیلش درس ها و امتحانهای پشت سر هم بود که داشتم. بعد که امتحانات تموم شد کامنتهای دوستان باعث شد نتونم از وبلاگ نویسی فاصله بگیرم تصمیم گرفتم وبلاگم رو عوض کنم برای تغییر روحیه! برای همین به پیشنهاد آقا مهرداد امدم اینجا.

و همین دوست خوب رنگ این قالب رو برام عوض کرد و کلی تشویق شدم برای دوباره نوشتن.باز هم ممنونم.

 

اما چیزی که امروز میخوام بنویسم اینه:

هیچ وقت حتی وقتی فکر میکنید در بدترین شرایط قرار گرفتید نا شکری نکنید .

همیشه وقایع اونطور که به نظر میرسند نیست و همیشه بدتری هم وجود داره!

راستش در فرجه ها که برنامه های ترم آینده آمد دیدم که 2 تا از درسهایی که باید بگیرم ارائه نشده و این یعنی یک ترم اضافه تر! حالم خیلی بد بود واقعا ناامید شده بودم! و ایندفعه بر خلاف همیشه به خودم نگفتم شاید در این هم مصلحتی هست که ازش بیخبری!

ولی اتفاق خیلی بدتری برام افتاد اتفاقی که خیلی هم تقصیر خودم نبود. وقتی برای اولین امتحان رفتم سر جلسه(اخلاق اسلامی) متوجه شدم اسمم در لیس حضور غیاب نیست! بعد از پیگیری متوجه شدم ترمم حذف شده! در نظر بگیرید یک ترم مثل بچه های مثبت سر کلاس بری درسهاتو خوب بخونی بعد ببینی به خاطر یه اشتباه مسخره و یه قانون مسخره که ازش بی اطلاع بودی حذف ترم شدی! یعنی برات مرخصی رد شده! با وجود اینکه تقریبا همه در دانشگاه ناامیدم کرده بودند همه امتحانات رو دادم تا اینکه استاد مشاورم پیشنهاد کرد که درخواست بدم که در شورا مطرح بشه! حالا منتظر تشکیل شورا هستم که شاید بعد از یک هفته دیگه تشکیل بشه! با وجود اینکه روحیه ام سر جلسه امتحان خیلی بد بود نمراتم خوب شده به نسبت! نمیدونم اگر شورا درخواستم رو قبول  نکنه باید چی کار کنم! اوایل حالم خیلی بد بود طوری که هر کدوم از بچه ها من رو در دانشگاه میدیدند متوجه میشدند ! (چون همیشه من رو خندان دیدند) به هرصورت حرفهای دوستام  و همکلاسیهام روحیه ام رو خیلی بهتر کرد که هرکدوم به نحوی بهم امید میدادند.حالا باز به یاد اوردم که هرچی که بشه من دوستان خیلی خوبی در دانشگاه دارم .حالا باز هم میتونم به خودم بگم حتما در این هم مصلحتی است! با اینکه میدونم احتمال کمی داره که موفق بشم...

 

باز هم مثل همیشه با تبادل لینک موافقم و ممنون میشم اگر دوستان قدیمی لینک جدیدم رو در لیستشون قرار بدهند

 

امیدوارم همونطور که ساده رو تنها نگذاشتید خاطره رو هم تنها نگذارید

 

شاد و موفق باشید