بعضی آدما نمیتونن تظاهر کنند...مخصوصا در دوست داشتن و محبتشون. اگر از کسی خوششون نیاد امکان نداره بتونند تظاهر کنن که دوستش دارند.
این خصلت خوبیه اما مشکلی که وجود داره: این آدما چون خودشون نمیتونن تظاهر کنن همه رو مثل خودشون تصور میکنند و فکر میکنند محبت های زبونی همه واقعیه!
این هم شاید مشکل به نظر نرسه اما مشکل اصلی:
وقتی بعد از سالها با یه اتفاق به ظاهر ساده و پیش پا افتاده میفهمند دوستی که صادقانه دوستش داشتند محبتش فقط ظاهری بوده و بس...
می شکنند!چیزی درونشون میشکنه که هیچ وقت حتی با گذشت زمان هم خوب نمیشه!
در این زمان هاست که احتمالا این آدما به این نتیجه میرسند که تظاهر کردن گاهی وقتا گناه بزرگیه و ممکنه هیچ وقت نتونند کسی رو که از بچگی خیلی دوستش داشتند ببخشند!
من نیز از همین آدمهای ساده دلی هستم که تظاهر اصلن بلد نیستم!!؟
وقتی از شخصی خوشم نیاد باور کن صورتم این را نشان میدهد
البته یه مقداری سیاست باید داشت.
ولی من ندارم اصلن...
اینی که گفتی ...
منم که بارها شکستم ...
بارها پودر شدم ...
شاید واسه اینه که حالا حتی چشای خودم رو هم باور ندارم ...
با درود و سلام خدمت شما دوست عزیز
سایت بسیار قشنگ،جذاب وپرمحتوایی دارید.من admin هستم و فرومی آموزشی،علمی ، تخصصی و عمومی برای تمام ایرانیان عزیز راه اندازی کردم. فروم دارای تالارها و انجمن های متنوع و تخصصی در زمینه های مختلف است. خوشحال می شوم از تخصص و مهارت شما به عنوان مدیری لایق و کاردان بهره مند شوم امیدوارم یاری رسان و همکار ما در این مسیر جدید باشید .
درصورت علاقه بازدیدی بفرمایید.
منتظر حضور سبز شما هستم. موفق باشید.
www.p30stars.net
سلام
چقدر گنگ حرف می زنی ! واضح بگو چی شده ؟ :دی
هوممم ؟
از اون پستا بوود ها . . .
از اونایی که باس بهت گفت : آی گفتی . .
موافقم
چرا گاهی ؟؟؟
من هیچ وقت نخواستم کسی رو ناراحت کنم و اگر از کسی هم بدم بیاد هیچ وقت این رو تو ظاهر نشون نمیدم ....اما این که کسی نتونه تظاهر کنه هم باعث مشکلای زیادی میشه ، یکیش آبجی خودم که اگه کسی رو دوست نداشته باشه اصلا نمی تونه تو ظاهر باهاش خوب باشه و اما این همیشه براش مشکل ایجاد کرده و اطرافیان اشتباه برداشت می کنن !
میدوارم با اینجور ادما توزندگیت روبه رو نشی
می دونم تظاهر خیلی بده...
اما توی این دوره و زمون خیلی خریدار داره!
گاهی وقتا فکر میکنم که اگر عیب و ایراد هامونو تو چشممون بگن خوبه یا به روشون نیارن...
خب میگم بهتره نه همیشه دست کم گاهی هم که شده تظاهر کنیم که همه چی خوبه و هی اونا به ما یا ما به اونا عیب هم رو نگیم...
اما از اون تظاهری بدم میاد که چشم دیدن یکی رو نداری و هی میگی فدات شم... دلم برات تنگ شده بود...
من از اون آدم هایی هستم که هیچ وقت نمیتونم حسم رو پنهان کنم... وقتی دلخورم نمیتونم بخندم... وقتی از کسی خوشم نمیاد نمیتونم بگم که وای چقدر از دیدنت خوشحالم... و خب اغلب این خصوصیتم رو جز خصوصیات اخلاقی منفی من میذارن... چراشو واقعا نمیدونم...
راستی ممنون که همیشه هستی و سر میزنی...
سلام
خاطره جون
کم پیدایی
حرف زیبایی زدی
همیشه این تظاهر بوده وبعد از اون دلخوری وبدتر از دلخوری
وهمیشه ادما ه تظاهر عادت کردن
سلام
حرفات درسته.....
سلام خاطره جان......
حالم بدجوری گرفته و نیاز به همدلی دارم....
شما هم به مراسم فاتحه خونی ما بیا.....
من منتظرم....
قربانت .... امین......
بله دقیقا. ولی مقصر کی میشه این وسط؟!
راستی توی جمله بندی مطلبتون چند تا تکرار وجود داره
یه بار دیگه مرورش کنین :)
خوش حال شدم از آشنائیتون
سلام
متاسفانه در جامعه ما صداقت کم رنگ شده است
اما به نظر می رسد انسان باید کیاست داشته و ضمن این که همه را خوب بداند مواظب متظاهران هم باشد !
بازگشت من نیز بر این مبنا استوار است
سلام خاطره جان
خوبی؟
آره واقعا آدمهای که تظاهر می کنند نمی دونی چه زبونی دارند
مطمدنا هم برای سوء استفاده می یان جلو و بعد که کارشون تموم شد روی واقعی شون رو می بینی!برای من که اینطور بوده!
آدمهای زیادی رو با این خصلت می شناسم! منم زیاد تجربه کردم!!
من که دیگه به این قضیه عادت کردم..دوست واقعی داشتن یا حنی دوست واقعی بودن خیلی سخته..خیلی بده ولی انگار نباید به اطرافیان زیاد اعتماد کرد...اینا رو همینطوری نمیگما،شاگردی کردم تا یاد گرفتم!!!
دقیقا
موافقم باهات
من مطمئنن نمیتونم ببخشم...یعنی بهتره بگم دیگه برام اهمیتی نداره شاید ناراحت نباشم از دستش ولی دیگه ...
به روزم عزیزم!
قبلا که ذهن و فکر بشر توسعه پیدا نکرده و اسباب سفر و حضر به قدر امروز فراهم نگردیده بود، تصور می شد که عجایب دنیا همان چند گانه ی مشهور است که در کتب تاریخ مدارس ثبت و ضبط شده است!!
اما امروز شگفتی های زندگی و شهر و دیار آدمی آنقدر زیاد شده که هیچ کتاب تاریخی نمی تواند تمام و ....
به روزم.
خیلی سخت و سنگینه .... منم نمی تونم ببخشم !
به آبشار گفتم که تو کیستی ؟
گفتا که اشک کوه
گفتم از چه می گرید کوه
گفتا آنزمان که ناله های درهمشکسته جداییها را میشنود
و درددل های تنهایی که تنها پیش او می گرید
و بغضهایی فروخورده که نزدش میشکنند
قلب سنگیش آهسته میشکند
میجوشد
و آرام آرام.....
آبشار میشود
سلام عزیزم بعد از یه مدت طولانی برگشتم با یه دنیا غم و غصه تنهایی امیدوارم که از این به بعد زیاد وقفه تو آپ کردن وبلاگم پیش نیاد بازم مثل همیشه منتظر حضور گرم و سبز شما در کلبه تنهایی خودم هستم امیدوارم که بیاد و دل یه زندونی رو شاد کنید .
در ضمن شما هم وبلاگ زیبایی داری منتظر هستم
سلام
خوبی خاطره جون
امیدوارم برای تو پیش نیومده باشه
شاد باشی
سلام
خوبی؟
کجایی؟
آپ نمی کنی؟
سلام خانومی. امیدوارم خوب باشی و فراموش نکنی..........کوه با نخستین سنگ آغاز میشود و انسان با نخستین درد.
میگم ، خوش میگذره دیگه ؟
چرا آپ نمی کنی ؟
۱۰۰درصد با حرفت موافقم