فکر نمیکنم دیگه تا اوایل بهمن بتونم بنویسم. پنجشنبه مجبورم بروم تهران چون شنبه امتحان دارم و چون امتحان بعدیم هم سه شنبه هست تا سه شنبه تهران هستم . (اگر هوا اجازه بده که سه شنبه برگردم!) به هر جهت معلوم نیست چی پیش میاد...دانشگاه ما هم در کوه قرار داره و هوا از همه جا سردتره!
اما چند تا سوال دارم دلم میخواد تمام کسانی که وبلاگ نویسند یا زمانی وبلاگ مینوشتند بهش جواب بدهند(در کامنت ها). این نه پرسشنامه هست نه بازی. بگذارید به پای تحقیق شخصی! که البته بدون هدف هم نیست
چی شد که وبلاگ نویسی رو شروع کردید و چرا؟
چند وقته می نویسید (یا مینوشتید)؟
فکر میکنید چه چیزی ممکنه باعث بشه دیگه ننویسید؟
کم و کوتاه سوال کردم که حوصله جواب دادن داشته باشین
پاورقی1: دوشنبه برف سنگینی یزد بارید که در 12 سال گذشته بی سابقه بود و کلیه مقاطع تحصیلی و برای اولین بار دانشگاه ها هم تعطیل شد. برف نعمت خداست حیف که مشکلات زیادی برای مردم به وجود اورده. دلم میخواست عکسهایی که گرفتم در وبلاگم بگذارم که به خاطر کمبود وقت میگذارم برای پست های بعدی.
پاورقی2: برای درسهام دعا کنید...بدجوری به آنالیز گره خوردم!
سلام
به سلامتی
ان شاءلله همه رو پاس کنی.
درود بر تو گلم
از تنهایی و بیماری
من 4 ساله بلاگر هستم
نمیدونم، فعلن رو عشق است که مینویسم ;)
امیدوارم به تمام کارهایی که پیش رو داری با تندرستی، برسی
فدای تو و بدرود
سلام
براتون آرزوی موفقیت دارم
سلام خاطره جون
امیدوارم بتونی امتحاناتتو با موفقیت تموم کنی
۱*واسه سرگرمی شروع کردم اما بعدش هدفم تغییر کرد و باعث شد چیزهای زیادی به معلوماتم اضافه بشه
۲*نزدیک سه سال
۳*خیلی چیزا ممکنه ولی من یاد گرفتم نباید به چیزی وابسته شد حتی اینجا که خیلی بهش عادت کردم و دوسش دارم و برام خاطراتی رو تداعی می کنه اما زمان جدا شدن سعی می کنم بجای دلتنگی چیزایی که یاد گرفتم رو تو زندگیم پیاده کنم
شاد زی و مهر افزون
سلام.
خوبین؟
وب جالبی دارین.
اول جواب سوالاتون.
ـ نمی دونم چی شد که وبلاگ نویسی رو شروع کردم. اما اویل وبلاگ نویسیم یه جورایی مثه دفتر خاطراتم می موند. و اگه گاهی چیزی از خودم می نوشتم تو وبلاگم هم میذاشتم.
ـ من ۶ سال وبلاگ می نوشتم. الان هم تقریبا وبلاگ نویسم.
اما یه وبسایت شخصی درست کردم.
ـ یه سری مشکلات شخصی داشتم. که باعث شد تعطیلش کنم. یعنی جورایی باعث شد که واسم مزاحمت ایجاد کنن.
منم تعطیلش کردم.
............................
اما الان تازه آپ کردم. خوشحال میشم بهم سر بزنید.
اگه اومدین و خواستین نظر بدین.
اینو بگم: چون وب من فیلدی مخصوص اسم و آدرس بلاگ نداره.یا باید عضو وب باشین که در این صورت باید مو قع ثبت نام.
تو ی قسمت صفحه ی شخصی آدرس بلاگ رو بنویسید که هر وقت با کاربری خودتون وارد سایت شدین و نظر دادین مشخصات شما درج بشه.
در غیر این صورت هروقت نظر دادین اسم و آدرس وبلاگ رو زیر قسمت نظرات یادداشت کنین.
من منتظرتون هستم.
راستی نظرتون درباره تبادل لینک چیه؟
در پناه یزدان پاک.
سلام
چرا مینویسم؟یه عالمه دلیل...بزرگترینش تنهایی...نیاز داشتم آدمهایی که هم فکر بودن باهام و میفهمیدن چی میگم رو دور و برم داشته باشم...شاید خودخواهانه باشه اما تقریبا به خاطر همین بود که یه مدتی مخصوصا اون اوایل که افراد سعی میکنن با همه واسه معرفی بلاگشون ارتباط بر قرار کنن من به آدمهای معدود و محدودی سر میزدم...یهجورایی بلاگ برام شده بود یه اتوپیا با ادمهای سلکت شده اون وقتها
۲.از ۱۱ اردیبهشت ۸۶
۳.نمیدونم...شاید اگه حرفی نداشته باشم برای گفتن...عجالتا بعید به نظر میاد...من به اون اتوپیا احتیاج دارم
به هر حال مرسی که میایی پیشم...قدمت روچشم...ایشالا امتحاناتو خوب بدی و زودی برگردی
حالا وسط امتحانات موقع سوال طرح کردنه ؟ چرا خودت جواب نمی دی ؟ مشکوک می زنیا !
وبلاگ نویسی رو با علاقه شروع کردم ، چون خیلی بهش علاقه دارم ، علت دیگه اش هم استفاده زیادم از اینترنت بود.
۳ ساله وبلاگ می نویسم ، ولی این وبلاگم هنوز تازه ۲ سالش تموم شده...
اگه به اینترنت دسترسی نداشته باشم و خیلی خیلی وقتم پر بشه دیگه نمی نویسم ، ولی فکر نمی کنم همچین روزی پیش بیاد.
این جا برف نیومده !!! منم برف می خواااااااام
سلام
امیدوارم گره آنالیزی شما باز بشه.
اما جواب سوالاتون، چون کوتاه پرسدین من هم کوتاه جواب می دم:
چی شد که وبلاگ نویسی رو شروع کردم و چرا؟
یادم نیست، اما می دونم چرا. چون می خواستم تمرین نوشتن کنم.
چند وقته می نویسم (یا مینوشم)؟
از بچگی می نوشتم
اما نه توی وبلاگ. اما وبلاگنویسی رو از اوایل ۸۳ شروع کردم.
فکر میکنید چه چیزی ممکنه باعث بشه دیگه ننویسم؟
مشغلات زندگی. ازدواج و ...
یا حق/.
سلام عزیزم
آخ الهی وافعا تو این سرما و برف و با این مشکلات رفت و آمد کردن خیلی مشکله
انشالله امتحاناتو خوب بدی
منم تقریبا ۲/۵ که وبلاگ نویسیو شروع کردم
برای نوشتن حرفهای دلم
و ممکنه کمی وقت کم اومدن به نت و از همه مهمتر نداشتن حرفی برای گفتن
بعضی حرفها گفتنی نیست
راستی تولد یه دوست عزیز بوده خانمی
موفق باشی
اول بگم که موفق باشی تو این فصل سرد امتحان ها!
بعدش هم جونم برات بگه که:
۱.همین طوری!قبلنا تو دفتر خاطراتم می نوشتم ولی الان اینجا
۲.از ۲ سال یش
۳.نمی دونم !
سوال اول: همین طوری دیدم یه صفحه شخصی توی بلاگفا داشته باشم بد نیست..
سوال دوم: سه چهار ماهی هست.. اولین وبلاگمه.. از آرشیوم معلومه
سوال سوم: نمی دونم.. شاید اگه ببینم باعث خراب شدن روحیه ام بشه و به جای اینکه یه جور تفریح باشه و آرامش باشه برام.. آرامشمو به هم بزنه بی خیالش می شم...
مام فعلا تعطیلیم گلم..
شاد زی گلم.........
سلام...
چقدر خوشحال شدم که هنوز یاد من هستی!
راستش من تقریبا هفت هشت ماهیه که وبلاگ نویس شدم. حدود ۴ یا ۵ سال قبل مینوشتم که به خاطر مشکلات شخصی از نوشتنش منصرف شدم... اینبا رکه اومدم و یه وبلاگ باز کردم... هدفم این بود که از زندگیم...از دنیای واقعیم دور بشم و یه جورایی مشکلاتم و بدبختی هام یادم بره...
الان هم بهم آرامش میده... میتونم از مشکلاتم بنویسم و کسی سرزنشم نکنه... البته اینجا هم سرزنش میشم هم نصیحت هم دلداری میدن هم دلگرمی... اما نه من اونا رو میشناسم نه اونا منو... شاید به همین خاطره که دلگیر نمیشم و ...خلاصه اینکه با نوشتنش تخلیه روانی میشم! نمیدونم کی ازش دست بکشم... شاید موقعی که حس کنم دیگه ارضام نمیکنه... یا مثلا موقعی که حس کنم داره زندگیمو مختل میکنه... ولی گمان میکنم کم یا زیاد... دیر یا زود... همیشه یه سری بهش بزنم و نگهش دارم... خدا میدونه!
اوایل کنجکاوی و بعد از اون دفاع از یک شخصیت سیاسی منو به ورطه وبلاگنویسی انداخت٬ از سال ۸۲ مینویسم..شاید خستگی و دلزدگی باعث شه ننویسم..ایشالا که امتحاناتت رو توپس بدی...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا
سلام. برای خواندن قصه های قدیمی و فولکلوریک ایرانی به وبلاگ من تشریف بیاورید.
Sale 2110 ke Iran boodam hamkaram behem Weblog neshon dadan..yani goftan persianblog inkaor karde v ina..ona mineveshtan v man hoselam nemishod, bad ke omadam inja 2002..Delam mikhast az iran aghab namonam, neveshtan yadam nare..v shoro kardam neveshtan, aval dastan, bad sefareshi baraye hame...bad baraye khodam v baz sefaresh ham migereftam..barha az daste bazia enghadr hersi shodam ke khastama nanevisam..Vali neveshtan etyade mane, minevisam oas hastam..Dige khodama..PAs rahatam..
خاطره عزیز سلام
فعلا که همه امتحانها کشک شدن رفتن پی کارشون!!
وبلاگ نویسی رو به خاطر اثبات یه مساله شخصی به یه دوست به طور جدی شروع کردم اما تقریبا بلافاصله بعد از آشنایی با جو صمیمی این دنیای مجازی تقریبا بهش معتاد شدم!
حدود ۹ ماهه که مینویسم
فکر میکنم تنها چیزی که باعث بشه برای همیشه ننویسم (نه مقطعی) رسیدنم به این نتیجه است که این کاری نه به درد خودم میخوره نه به درد بقیه! که با طرز تفکر الانم بعید میدونم به همچین نتیجه ای برسم!!
حدود سه سال و نیمه بخاطر بی همزبانی شروع و نمیدانم تا کی ادامه بدم شاید عدم توانایی در نوشتن