X
تبلیغات
رایتل
عادی بودن چیست؟!  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 6 اسفند 1388

برنده تنهاست

فعلا قصد ندارم در مورد کتاب بنویسم

قسمتی از کتاب در مورد عادی بودن نوشته

عادی بودن چی است؟

-          سالها اتلاف  وقت در دانشگاه برای بعدش نتوانیم کار پیدا کنیم!

-          کار کردن از صبح تا بعد ازظهر در شغلی که هیچ لذتی به ما نمی دهد برای اینکه آدم بتواند بعد از سی سال بازنشسته بشود

-          درک اینکه قدرت بسیار مهم تر از پول است و پول بسیار مهم تر از شادی.

-          مسخره کردن کسی که به جای پول دنبال شادی ایت.او را فردی بدون جاه طلبی خواندن

-          مقایسه کردن چیزهایی مثل ماشین و خانه و لباس  , و زندگی را در تعامل با انی قیاس ها تعریف کردن به جای آنکه واقعا سعی کند دلیل واقعی زندگی را بفهمد.

-          همیشه حق را به پدر و مادر ها دادن.

-          ازدواج کردن,بچه اوردن؛ ادامه زندگی با هم با اینکه عشق تمام شده ادعای اینکه به خاطر بچه هاست.

-          انتقاد از همه کسانی که میخواهند متفاوت باشند

-          باور کردن تقریبا هر چیزی که چاپ شده است.

-          بستن تکه پارچه ای رنگی به دور گردن که به هیچ دردی نمیخورد اما اسم پرشکوه کروات را دارد

-          هرگز جواب صریح به سوال ها ندادن هرچند مخاطب جوابش را بگیرد

-          داشتن لبخند بر لب وقتی به گریه دارد آدم را میکشد و تحقیر تمام کسانی که احساساتشان را بروز میدهند

-          این اعتقاد که هنر یا به ثروتی می ارزد یا اصلا نمی ارزد

-          همیشه خوار شمردن چیزی که به دست آوردنش دشوار نیست چرا که فداکاری لازم را نمی طلبد و بنابراین کیفیات لازم را ندارد.

-          پیروی از مد با اینکه تمامش مسخره و ناراحت است.

-          اعتقاد به اینکه همه آدمهای مشهور چند تن پول ذخیره دارند.

-          سرمایه گذاری زیاد بر زیبایی خارجی و توجه ناچیز به زیبایی درون.

-          هرچند آدمی عادی است, استفاده از تمام ابزارهای ممکن برای نشان دادن اینکه از تمام انسانهای دیگر بینهایت بالاتر است.

-          هرگز با صدای بلند در رستوران نخندیدن حالا لطیفه هرچقدر هم بامزه باشد.

-          سه وعده در روز غذا خوردن حتی اگر گرسنه نباشد

-          اعقتاد به اینکه دیگران همیشه از همه نظر بهترند: زیباترند تواناترند پولدارترند باهوش ترند.ماجراجویی برای رفتن به فرامرزهای خود خطرناک است بهتر است آدم کاری نکند.

-          ازدواج با اولین کسی که به اویک موقعیت اجتماعی عرضه میکند.عشق بماند برای بعد.

-          همیشه گفتن اینکه"سعی خودم را کردم" هرچند مطلقا سعی نکرده

-          گذاشتن تجربه جالبترین چیزهای زندگی برای موقعی که دیگر نیرویی برای انجام انها ندارد

-          اعتقاد به اینکه اگر آدم خوب و نجیب و محترمی باشد دیگران فکر میکنند او ادم ضعیف آسب پذر و به راحتی قابل کنترل است

-          ....

امیدوارم همه موارد رو بخونید!سرسری ازش نگذرید شاید دلتون بخواد متفاوت باشید و عادی نباشید! 

نمونه های دیگری از عادی بودن سراغ دارید بنویسید.