X
تبلیغات
رایتل
پروانه وار بر گردش  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1388

چند روزی است که برگشتیم

از محبتهای همه شما ممنونم

اگر قابل باشم در حد توانم برای همه دوستان دعا کردم

طول میکشد تا حرفهایم را و خاطراتم را جمع و جور کنم و پستی بنویسم

اگر تجربه داشته باشید میدانید بعد از این سفر چقدر کار زیاد می شود

اما به قول مینای عزیز بعد از برگشتن انسان بیقرار تر میشود

 که  او تقریبا روزهایی که من مدینه و مکه بودم  آنجا بوده و شاید حتی گاهی در نماز کنار هم نشسته بودیم ولی هم را نمیشناختیم


برای اطلاع میگویم انفولانزا هم احتمالا شوخی بود!!

 

حرفهایم زیاد است بعد از جمع کردن افکارم حتما پستی مینویسم

 

تنها قسمتی از شعر دکتر شریعتی که  انجا در ذهنم چرخ میخورد از کتاب "یک جلوش تا بی نهایت صفر ها"

 

 

"آفتابی در میان

و پیرامونش, ستاره ای, ستاره هایی, پروانه وار برگردش

کعبه ای , بر گردش پرستندگان در طواف

از سنگ سیاه تا سنگ سیاه"

 


آنجا یکی از دعاهام این بود که همه کسانی که دوست داشتند جای من باشند هرچه زودتر بتونند به مکه بیایند

آمین