X
تبلیغات
رایتل
به بودنتان عادت کردم  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 6 دی 1386

همیشه فکر میکردم دیدن یه عزیز بعد از 14 سال چه حسی داره!

شما چی فکر میکنید؟

دلم میخواد برگردم به سال 66....آخر های جنگ

که به خاطر بمباران های پی در پی تهران آمده بودین خونه ما...

من هنوز مدرسه نمی رفتم

یادته بهم سرمشق میدادی ....

یادته هرروز ظهر بالای پنجره منتظر بودم تا از مدرسه برگردین؟

و من که جنگ نمیدونستم چیه! فقط خوشحال بودم که خونه ما هستین

مگه من 2 تا دختر عمو بیشتر دارم که سالها نبینمشون

چرا نمیبینمشون؟ چون ایران نیستند.

صداتون من رو میبره به گذشته، خونه بابابزرگ که همه جمع میشدیم

دلم اون روزای خوب گذشته رو میخواد...

افسوس که به بودنتون زودتر از نبودنتون عادت میکنیم.

 

از یه طرف دختر عمو هام از یه طرف داییم! سخته خیلی سخته